شرف الدين محمد بن مسعود مسعودى بخارى

55

مجمع الاحكام ( فارسى )

دارد ، و بر سراى پادشاهان و سلاطين ، و بر سنگ لاژورد ، و رخام و انواع گوگردها و زرنيخ زرد و آبگينه روشن و نيكو و سندروس و انواع ياقوتها و بيجاده‌ها « 1 » و بر زر خالص و بر هر سنگى كه قيمتى بود چون لعل و فيروزه و ياقوت و امثال آن ، و بر تاج مرصع و كمرها ( ى ) به زر ، و هر درختى كه بلند شود و ميوهء آن را چربى بيشتر بود و هر درختى كه ميوه آن را خشك كنند ، و بر درخت خرما و تاك رز « 2 » و درخت توت و بر ترنج و نىشكر و ترنگبين و كشوث و ارزن هندى و بر جمله غذاها و داروها كه در گرمى به درجه چهارم نرسيده باشد و سودمند باشد و همه جايها آن را به كار دارند ، و دلالت دارد بر گوسفند و نخچير و گوزن و بز كوهى و اسب تازى و شير و نهنگ و بر حيوانات وحشى كه به شب پديد آيند و به روز پنهانى « 3 » باشند ، و بر عقاب و باز ، و عصب و سر و سينه و پهلو و دهان و دندانها [ ى ] « 4 » و حسّ بصر و چشم راست و هر عضوى كه بر نيمهء راست بود و بر نيمه چپ ، و بر رجوليت و قوت و شجاعت ، و ميانه عم و پدران و برادران ميانگى و بندگان و موالى ، و ميان سرش بزرگ [ بزرگ ] « 5 » و سپيدرنگ است كه به زردى زند و فروهشته موى است و در سپيدى چشمهاى او زردى باشد و ارش گرفته بود ، فربه بود و ميان بزرگ و شكمش نورد نورد بر هم افتاده . دلالت دارد بر عقل و معرفت و فهم و ذكا « 6 » و تكبر و « 7 » افزونى كردن و بزرگوارى و پاكيزگى « 8 » و دوست « 9 » داشتن شهرت « 10 » و معروفى و حرمت و جاه و قوت و غلبه و ثنا گفتن مردمان به روى و آميختن با مردمان و انقياد نمودن مردمان وى را . زود در خشم شود . تيزى كند اما زود به دست باز آيد و بيارامد « 11 » و حريص بود بر مهترى و سرورى و رياست و جمع كردن مال . سخن بسيار

--> ( 1 ) . م . بيجادها . ( 2 ) . ح و د . ناك زر . ( 3 ) . م . پنهان . ( 4 ) . فقط در ح . ( 5 ) . فقط در ح و د . ( 6 ) . متون . زلا . ( 7 ) . م . و ندارد . ( 8 ) . م . و ندارد . ( 9 ) . م . دوست ندارد . ( 10 ) . م . و د . شهوت . ( 11 ) . متون . بيارايد .